ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
18
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
پرورش اسبها و مركوبها گاهى در اختيار آنان نهاده مى شده است و اين غير از عطاء است . عطاء چيزى معين بوده كه ماه به ماه پرداخت مى شده و مصرف آن براى تهيه خوراك و هزينه اهل و عيال و پرداخت وامها بوده است . در پى همين سخنان است كه على عليه السلام مى گويد « شما هيچ سخن مرا نمى پذيريد ، چه آن را بپسنديد و چه نپسنديد ، گويى چارهيى جز مخالفت با آن نداريد » . سپس مى گويد بهترين چيزها در اين حال براى او رسيدن و ديدار مرگ است . خطبه ( 182 ) امير المومنين على عليه السلام مردى از ياران خود را فرستاد تا در مورد گروهى از لشكر كوفه كه تصميم داشتند به خوارج بپيوندند و از على ( ع ) بيم داشتند تحقيق كند . همين كه آن مرد برگشت امير المومنين عليه السلام پرسيد آيا آرامش يافتند و بر جاى ماندند يا ترسيدند و كوچ كردند آن مرد گفت : اى امير المومنين ، رفتند و كوچ كردند . على ( ع ) فرمود « بعدا لهم كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ » « دورى از رحمت خدا ايشان را باد همان گونه كه قوم ثمود از رحمت خدا دور ماند » . [ ابن ابى الحديد ] گويد : داستان اين قوم را ضمن مطالب تاريخى مباحث گذشته ، ذيل خطبه چهل و چهارم و گريز مصقلة بن هبيرة شيبانى ، آوردهايم « ثمود » هرگاه نام قبيله باشد غير منصرف است و هرگاه نام شخص يا شاخهيى از آن قبيله باشد منصرف است و گفتهاند نسب ثمود چنين است : ثمود بن عابر بن ارم بن سام بن نوح همچنين گفتهاند : لغت ثمد به معنى آب اندك است و آن قبيله را از اين جهت ثمود نام نهادهاند كه آب مناطق مسكونى آنان كم بوده است ، منطقه سكونت آنان حجر بوده است كه ميان حجاز و شام تا وادى القرى گسترده بوده است .